سيد على اكبر برقعى قمى
51
كاخ دلاويز يا تاريخ شريف رضى ( فارسى )
شكر گزارى شريف رضى بر خوى شكر گزارى مجبول بود و اين همان خصلتى است كه هرگاه در كسى نباشد از شمار آدميان بيرونست با اين همه شكر گذاران اندكند . شكر گزارى از مهمترين فرايض ذمه بشريت و شكر منعم باتفاق واجبست خواه منعم آفريدگار باشد يا خلق و پيغمبر اسلام فرمود آنكس كه نعمت مردم را شكر ننمايد نعمت خالق را شكر گذارى نكرده است و هرگاه با دقت ملاحظه كنيم مىبينيم ناسپاسى است كه درهاى نعمت را بر روى ما بسته دارد . شريف رضى نعمت و احسان را از هر كس بود بزرگ ميشمرد و بشكرانه آن ميپرداخت و همان قصايد آبدار كه در مديحت اشخاص نظم كرده بهترين نمونه خوى شكر گزارى اوست . پيشتر گفتيم كه شريف رضى عطايا و جوائز را نمىپذيرفت و بدين وسيله شانهاش از بار شكر گزارى خالى بود لكن آيا مثل شريف رضى بر فرض كه جوائز بزرگان را قبول ننمايد روا ميدارد كه بشكرانه آن برنخيزد و آيا اكرام و احترام و تبجيلى كه از او مىنمودند خود يگانه مسبب آن نيست كه او را بر شكرگزارى تحريك نمايد و آيا بزرگانى كه شريف رضى را بر اقران مقدم ميدانستند و مناصب بزرگ بوى تفويض ميكردند سپاس ايشان فريضه ذمنت او نيست . شريف رضى براى اداى فريضه ذمت بر خود چيزى را بزرگتر از اين نميدانست كه با زبان و دل ارباب نعمت و احسان را ستايش كند و بگفته خود . فلا شكرتن نداك ما شكرت * خضر الرياض صنايع الديم فالحمد يبقى ذكر كل فتى * و يبين قدر مواقع الكرم